یاد شب گریه ها
این روزها حرفهای با مزه ای می شنوم از اهالی مثلا اهل علم و اندیشه
حر فها یی که در شرایط عادی با ید منو عصبا نی کنن ولی نمی دونم چرا بیشتر
خنده دارن برام ولی فکر کنم سرسری گرفتنشون هم کار عا قلا نه ای نبا شه
هر چند قرار نباشه بجز صمیمی ترین دوستای من کسی از این جماعت در زندگی
بعد از دانشجویی من حضور داشته با شن ...
هر چی فکر می کنم می بینم نه من توی زندگی کسی از اطرا فیا ن خا ص شدم
نه کسی در زندگی من.. رفتا ر من هم فر قی نکرده پس دلیل این همه علا مت سوال
ودر واقع فرضیه های اثبا ت شده که نمی دونم با کدوم سند به ثبت رسیدن چی هست؟
اعوذ برب فلق من شرما خلق
نمی دونم دیگران با چه انگیزه و وسواسی این قضیه هزل رو دنبال می کنند
ولی به سوزه با خود خندیدن ها ی خودم تبدیل شده.....
بگذریم داشتم این اهنگ معین رو گوش می دادم رفتم تو اون روزهای درد نا کی با بچه
ها توی اوج اندوه اینو گوش می دادیم و دوباره تموم اون احسا س کشنده در من زنده شد
کا ش هرگز اون اتفا ق نمی افتا د و کا ش مشکلی که این روز ها توی زندگی اون دوست
دارم می بینم به خا طر سهل انگا ری ما نبوده با ش خدا یا ما رو ببخش و کمکش کن
شبای رفتن تو شبای بی ستا ره است ببین که خا طراتم بی تو چه پا ره پا ره است
با هر نفس تو سینه بغض تو تو گلومه با هر کی هر جا باشم عکس تو روبه رومه
اخ که چقدر تنگه دلم برای اون شبا مون کا شکی که اون عشق بشینه دوبار تو دلامون
چی می شه برگردی با ز هم به روز های گذشته هوای پائیزی چرا تو عشق ما نشسته.
سپردی عهدمونو به دست با د وبا رون منو زدی به طوفا ن خودت گرفتی اروم
قهر تو راهمو بسته غم دلمو شکسته تو این صدای خسته یا د تو پینه بسته
غروبه با ز دوبا ره شب توی انتظا ره ابر تو دلم نشسته خیا ل گریه داره
اسم تو فریا دمه درد تو صدام خنده اینه تلخ و بی تو پر از بها نه....
من اینجا بس دلم تنگ است و هر سازی که می بینم بد آهنگ است