به دکتر حسن روحانی رییس جمهوری تحمیلی منتخب من : 

آنچه امروز شما را بر بلندای خواست ملتی با تاریخی پر از فراز و نشیب نشانده است , سلسله مسایلی است که از سال 88 و زودتر از آن شروع شده است و به اصلاحاتی نه چندان کند در سال 92 و به سود همای اقبال شما رقم خورده است . 

امیدی که امروز در دل میلیون ها ایرانی جوانه زد حاصل سریالی چندین و چند قسمتی و هنرمندانی به تعداد ملت ایران است .

 طعم دومزه ی پیروزی امروز میوه ی درختی است که در یک جنبش سبز سبز به رهبری میر در بند , در خاک حاصلخیز اندیشه ی ایرانی نشانده شد و با خون شهیدان معترض 88 و شاید حتی از آن مهمتر با اشتباه حاکمیت در خیانت به مردم بواسطه انتصاب فردی نا لایق به جای رییس جمهور منتخب ملت و جسارت , شجاعت و البته خطاهای بی شمار رییس جمهور حاکمیت , رشد یافت . و نهایتا آنچه باعث به بار نشستن این بیداری شد , تدبیر رهبران اصلاحات و فداکاری رقیب اصلاح طلب شما در این انتخابات و شعور ملی بود .

 من هم مثل همه ی هموطنانی که با معجون امید و ناامیدی برای انتخاب شما گام برداشتند امیدوارم حضرتعالی به این مهم و خواست واقعی ملت ایران توجه داشته باشید و برنامه هسته ای و رهایی و احقاق حقوق رییس جمهور منتخب واقعی مردم -میرحسین موسوی - و زندانیان بی گناه سیاسی به یک اندازه در اولویت کار شما قرار بگیرد .

سبز ... بنفش ...سبز

حال یک زندانی را دارم که فردا صبح ... درست همین فردا صبح به پای چوبه دار میرود ....
درست چهار سال پیش بود .. با اینکه من پیر شده ام , خیلی بیشتر از چهار سال , اما چقدر زود گذشت ...
دوباره من و انتخاب ... و این بار نه با افتخار که با شرمندگی انتخاب می کنم .... مثل زندانی سیاسی که بین جام زهر و تیر باران و حلقه دار حق انتخاب می گیرد ...
فردا به پای چوبه ی دار میروم ...
در شهر من اگر چه رنگی نیست اما این فضای مجازی جرات کرده بنفش بشود ... نمی دانم کی رنگ بنفش به جرایم اضافه می شود اما من همان نابخشودنی هشتادو هشتم , سبزم هنوز ... سبز سبز ... رنگ شال آن سید در بند ... رنگ بهار امیدی که در دلهامان خشکید ....
بنفش.. چه رنگ زیبا و مرموزی ... هم می تواند رنگ بهار باشد و هم پاییز ... هم درد باشد و هم مرهم ... هم رهایی باشد و هم بند ....
فردا ...درست همین فردا صبح ... باطناب بنفش خودم را به دار میزنم به امید رهایی ...