عادت کردیم که کمی و خیلی وقتا خیلی دوراز جایی که هستیم دنبال خوشی بگردیم ... سفر به ناکجا اباد ... اتفاقی غافلگیرکننده.... اما خوشی دقیقا اینجاست ... کنار دست ما ... کافیست دنبالش نگردیم ... کافیست مشکلاتمان را لیست نکنیم ... کافیست ....
دیشب را با صدرا صداقت اعظم مهدی ایمان مرضیه صادق و محمد در چادر کنار رودخانه ی بشار در پارک ساحلی گذراندیم ...صدای پای آب ..صدای قورباغه ها ... هیجان صدرا و صدای خنده های ما که تمام پارک رو پر کرده بود ... مدتها بود از ته دل نخندیده بودم .....
سکین مرضی لیلا خلاصه همه یاسوجن .... بابا اینا به زودی از اینجا میرن باید یاد بگیرم که نیمه ی پر لیوان رو ببینم .....
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 23:31 توسط سیده زهرا
|
من اینجا بس دلم تنگ است و هر سازی که می بینم بد آهنگ است