تحقیر شدن سخته اما تحقیر کردن خیلی خیلی سخت تره .... آسیب دیدن سخته اما آسیب زدن خیلی سخت تره .... ناراحت بودن سخته اما ناراحت کردن خیلی سخت تره ..... بی پول بودن سخته اما بی پول کردن خیلی سخت تره ....
ناتوان بودن دردناکه اما درد توانایی این روزها کمتر از ناتوانی نیست ....اگرچه روزگار تنها بر مدار درد طاقت فرسای توانایی پیش میره ... با ناتوانی  و بکارنگرفتن توانمندی تنها می توان درجا زد و پوسید و کپک زد و با حقارت  ها مدفون شد.
امروز بعد از یک سال تحمل و تحمل و تحمل , توانایی  خودکشنده ام را به خدمت گرقتم و گله کردم تحقیر کردم آسیب زدم و بی پول کردم کسی را که به استناد تمام قوانین انسانی و مدنی حقش بود .....
اما انگار برای من همیشه راحت تر است که مفعول ظلم باشم تا فاعل عدالت .....
خدای درون من خداوندگارابلهی است ... خداوندگاریست که بیزارم از او ..... اما من هرگز توان غلبه بر خداوندگارم را نداشته ام و این ماهیت مخلوق بودن است .....