یا امام رضا هوای ما رو داشته باش که بد جوری ابریه
یا مولا دلم تنگ اومده
شیشه ی دلم ای خدا زیر سنگ اومده
دلتنگم مولا هنوز یه شب نگذشته دلم برا کبوتر های حرمت لک زده
برا صدای بال فرشتگا نی که از گوشه گوشه ی حرمت به گوش می رسید
و اون حس به زبان نیا مدنی که در حضور ملکو تی تو در من القا شد
نمی دونم دختر خوبی برات بودم یا نه ..اره می دونم که نبودم می دونم که
نیستم ولی مگه می شه پدری حتی فرزند خطا کارشو دوست نداشته باشه؟
تو دوست داشتنت رو به من ثا بت کردی این منم که شرمنده ی محبت هاتم سید..
اون شب عزیز که رو به روی گنبد طلا ت خوابم برد از قشنگ ترین لحضه های من بود
هر چند من به اون چیزی که در کنار تو دنبالش بودم نرسیدم ولی شکی نیست که
فا صله ی بین انچه که بود و انچه که من می خواستم چیزی بجز منیت سیده زهرا
نبودبین من وتو هنوز هم فا صله ای به بزرگی تمام سیا هی های دل زهرا وجود
داشت و داره تو رو به جان مهدی قسم کمکم کن دلم رو با گلاب عشق خدا و خاندان
محمد غبار روبی کنم.....
من اینجا بس دلم تنگ است و هر سازی که می بینم بد آهنگ است