دلم گرفته .... خسته ام ... من و لحظه ها به زور همدیگرو تحمل می کنیم ....

دیروز یک نفر رفت... امروز همه عزادارن.... فردا همه فراموش می کنند....

جای صداقت خالیه .... بدون حضورش لحظه ها نمی گذرن...مثل یه قبر می شن که زندگی رو می بلعن.... وای به حال ساره..... چه می کشه بعد از رفتن دایی نصیر....

خدایا نمی فهممت ...سختی خیلی سخت.....