وداع یک فرشته
بسیار گل که از کف من برده است باد
اما من غمین گلهای یاد کس را پرپر نمیکنم
من مرگ هیچ عزیزی را باور نمیکنم
امشب بارونیه دکتر و هق هق اسمان در سوگ رفتنت با من هم اوازشده
حس غریب سکوت همیشگی یک فرشته بعد از تمام لبخند های معصومانه ات
پا سخی دور از انصاف به پا کی دوست داشتن های ما بود.......
دیدن چهره ی سرد و یتیم لبخند پر از عطو فتت در اون صبح پا ئیزی و سکوت و
اشک های بی صدای بچه ها و وحشت شان از نزدیک شدن به دکتر مسا ئلی
بدون مهربانی غم انگیز ترین مصیبت ممکن بود.....
اندوه بی پا یان من به خاطر پرواز یک فرشته و رفتن تا خدا نیست غم من به خاطر
تمام درد هائیست که که درد دل همیشه مهربانت بود و ما با بی رحمی غفلت چه
راحت از کنارشان می گذشتیم
غم من از شکسته شدن بال یک فرشته در لحظه ی پرواز به سوی خداست واینکه
تا بودی بهت نگفتیم که به وسعت تمام خوبی هایت دوستت داریم ....
من و دوستام هنوز هم اذر ماه رو به خاطر کشیک دادن با دکتر شکلات دوست داریم
برگرد تا اذر به سردی نفرت ما دچار نشده تا رفتنت را باور نکرده ایم ......برگرد
بگذار تا ببینمش اکنون که می رود
ای اشک از چه راه تماشا گرفته ای؟......

من اینجا بس دلم تنگ است و هر سازی که می بینم بد آهنگ است