واکنش محافل یهودی غربی به مصاحبه احمدی نژاد و CBS ( )

مبعث


 ستاره ای بدرخشيد و ماه مجلس شد             دل رميده ی ما را انيس و مونس شد

نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت          به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد 

 

 

خجسته سالروز بعثت نبی مکرم اسلام

 و نزول آيات مهر الهی با تجلی اقرا باسم ربک الذی خلق بر قلب نازنين پيام آور مهر و مهربانی حضرت محمد مصطفی (ص) بر شما عاشقان طريق ولايت و سعادت مبارک باد

انتظار

ثانیه های پایانی یک جمعه ی دیگر هم در حال سپری شدن است وباز هم تو نیامدی......
هزاران غروب جمعه رابه شوق امدنت ملتهب گذراندیم ولی هیچ رهگذری خبر امدنت
را شیپور نزد.
 سید حسن ویارانش به امید ظهورت زیر رگبار خمپارهها مقاومت میکنند
وکودکان فلسطینی به امید تو شادی های کودکانه شان را با سنگ عوض کرده و
حضور خفه کننده کفر را طاقت می اورند............

صدای کودکان لبنان فلسطین عراق وافغانستان را تمام دنیا شنیدند اگر چه پاسخی
ندادند صدای ناله ی زنان وکودکان سرزمین مرا بشنو که نای خروج از نایشان را ندارد.
دلتنگم سیدونالیدن با تو اب عطش من است گیرم که هرگز صدایی از تو نشنوم....
چشمان سراسر مظلومیت عذری زنی سی وچند ساله که حاشیه ی جاده های
دشتروم تا بابا میدان حاکی از سالها ایثار مادرانه اش است مث داغ نیامدنت هر
لحظه بغضی است در گلوی من..
کسی که به جرم زن بودن قانع بودن سالها بی چشم داشت پاسخی فداکاری
کردن با بر چسب خود کشی روی تخت 25 بستری شدو بدون حتی یک
عذر خواهی ساده 2روز بعد مرخص شدکه بار دیگر زیر بار ظلم نزدیک ترین
کسانش هرگز به بیمارستان نرسد.
خدایت را شاکرم که انقدر بزرگ نیستم که این همه ایثار کنم و انقدر ضعیف
که زیر بار مصیبت ها راهی جز گرفتن جانم نیابم...
بر من ببخشای سید اگر در لحظه ی اول دیدنش عصبی شدم و نا منصفانه
گفتم اگه من اولین پزشکت بودم هرگز درمانت نمی کردم......
اگر چه دلیل این امار بالای خود کشی ونو مید شدن از رحمت الهی دور
شدن از توست ولی به ظهورت قسم در این منجلاب کفر و پستی هانزدیک
شدن به تو راحت تر از از تو دور شدن نیست.
با من بگو مولایم :
چند جمعه یدیگر را با دستانی ناتوان و دلی سراسر حسرت امدنتبه انتظار
بنشینیم.
بیا که جمعه جمعه انتظار پیرمان کرد اقا.............................

 

 

سلام خدای زهرا


امروز مث خیلی لحظه های دیگه لبریزم از تو وهیچی جز حرف زدن با تو منو

به اخر ارامش نمی رسونه هوای گریه دارم ودلی دلتنگ تر از همیشه نمی دونم

از کدوم دریچه ی دلم ناظر اوای اشتیاق منی ولی مطمئنم تو هم حس منو

داری وخوشحالی از هم لحظه بودن با این بنده ی هر چند نا چیز. من از سر نیاز

مشتاق توام وتو از سر مهربونیت.....

این روزها هر جایی می شه تو رو دید وبا حضور تو حس بودن کرد

دیروز روز اشرف بندگان تو ( امیر) دنیا پر شده بود از تو وعلی انگار زمینت رو

ستاره بارون کرده بودی وقتی این روز رو به پدرم تبریک گفتم تو رو در زلال و

گرمی اشکی که مهار کردم ودر نگاه مث همیشه بی ریاو مهربون بابام

حس کردم و امروز تو در منی نه در چشم من وبزرگی حضورت هر لحظه

منو پر از اشک و هوای فریاد می کنه .

من با خودم چه کردم پروردگار من وتو با من چه می کنی هر لحظه بیشتر

از ثانیه ی قبل منو شرمنده ی خداییت می کنی .

به من فرصت بده برگردم از من

به تو برگردم و یار تو باشم

بنده ی نا لایق تو دختری از نسل علی

بی تو قرار و با تو بی قرار

نمی دونم ساعت چند وحشت زده از خواب خواب بیدار شدم ولی همزمان با افتاب در بخشccu
طلوع کردموبا سرعت بی سابقه خودمو به پرونده مریضها رسوندم در همین حین سلامی به پرسنل
بخش کردم و حال شب گذشته مریض ها رو پرسیدم.
اقای موسوی پرستارfreshوخستگی ناپذیر بخش که انگار منتظر یکی بود که باهاش درد دل کنه
در اومد که:
خانم دکتر تو رو خدا ترخیص مریض اتاق5 رو تو برنامه ی اصلی راند امروز بذارید با خنده و در حالی
که با ولع نوار قلب مریض ها رو نگاه می کردم پرسیدم چرا؟
با با پدرمون رو دراورده با اینکهCBRهستند تا طبقه ی هم کف رو تنها یی رفته وکرش شده بد وبیراه
 گفتن به پرستارها وکمکی و......
اقای موسوی همچنان داشتند صحبت می کردن ناگهان درT INVERT مریض اتاق1 (رئیس حراست دانشگاه)
خشکم زد .
تخت 5 اقای.....؟
لبخند روی لبام خشکید وفوران اشک و سوزش بغضم رو با هر تدبیری بود خاموش کردم تمام
صحنه های دیروز موقع راند مریض تخت 5 دور سرم می چرخیدند.
دکتر جوان:اقای ..می دونید وضعیت قلبتون خیلی بحرانیه چرا بار قبل که معرفی شدید عمل
نکردید؟
نگاهی به مظلومیت ظهر عاشورا:پول نداشتم دکتر یک میلیون هزینه اش میشد از کجا می اوردم
پزمرده شدن ناگهانی دکتر وبچه هاو سکوتی که سراسر فریاد بود..................................
داشتم تو دلم حساب می کردم یک میلیون تومان=چند تا کمک هزینه تحصیلی من؟چند تاحقوق
 اینترنها؟چند ساعت کار دکتر؟چند تا صندوق صدقه؟چند تا جلوگیری از هزینه های اضافی تو
دانشگاه و هزار جای دیگه؟
همه ی اینها قیمت جون مریضی بود که چند تا بچه ی قد ونیم قد داشت با چند تا امیدوارز و
وچند تا درد هرگز فراموش نشدنی .
چند روز مونده بود به بلند شدن صدای شیون زنی شوهر مرده وشرمنده خواسته های بچه هاش
روی خاکی به بی انصافی ما ادمهاو بغضی ماندگار در گلوی کودکانی که همزمان با اموزش پزشکی
من ودوستام در بیمارستان در راهروی بخشccuخدا رو صدا می کردند صدایی که شاید هرگز
به اسمان نرسد فقط به خاطر زیاده خواهی های ما....
(خدایا منو ببخش اگه هر ثانیه تو رو به خاطر سلامتی پدر ومادرم شاکر نبودم)
پرونده اتاق1 رو که هر 5 دقیقه یه نفر با گل وشیرینی می اومدن دیدنش گذاشتم ته
پرونده مریضهام (یه لحظه وحشت زده شدم که نکنه این جو دوست نا داشتنی دل منو هم تیره
کرده وبرا همین از تخت 1 شروع کردم)
از تخت 2 شروع کردم پیرمرد 80ساله با سکته ی قلبی  اسب سواری دوستداشتنی
که حضور ارام و متینش یکی از انگیزه های قشنگ حضور زود هنگام امروز من توی بخش بود
بعد بیمار تخت 2POST-CCU2و در اخر اتاق یک حاج عباسی مردی مومن که حضور 80درصد
از ملاقات کنندگانش به خاطر موقعیت حاجی تو دانشگاه بودنه نگاه از جنس ایمانش.
این رفت وامدهای خفه کننده پای رفتن من به اتاق مریضم رو لنگ می کردو ترس از اینکه
نگرانی من به خاطر بیماری که هیچ فرقی با بقیه برا من نداشت رنگی دیگر بگیرد.
خیلی سریع تغییرات دیروز تا امروز حاجی رو تو برگه PROGRESSش نوشتم واز اتاقش اومدم بیرون.
بیمار اتاق 5 رو به زور OXAZEPAMخوابونده بودن دخترش با معصومیتی کودکانه چشمانی مضطرب
پشت شیشه نیگاش می کرد ومن با دلی غم زده وپر از هوای گریه وفریاد
و دردی به وسعت ضرورت ظهور  عدل وعده داده شده.................

                   بیا ای عشق عالم تاب که ما تنهای تنهائیم

                                                                           ساعت نهایت اندوه   

                                                                     

فلق

 

اي صبح، اي بشارت فرياد!

 

امشب، خروس را

 

در آستان آمدنت سر بريده اند

 ه. الف. سايه

دلنامه

سلام خدایی امشب می خوام بعد از کلی  مث همیشه باهات حرف بزنم از جنس همون چوپانه

دلم خیلی گرفته تو می دونی وقتی دلتنگم خوابم نمی بره باید ور دلت بشینم و غر بزنم ولی

 امشب

 دل دیوونه بازی رو هم ندارم همیشه وقتی از روزگارو بنده هات خسته می شدم به تو گله

می کردم امشب چی بگم که از خودم خسته ام می دونم که خیلی سنگ پام که از خودمم

 به تو گله می کنم ولی اگه بهت نگم دق می کنم می یام اسباب دردسرت میشم

نمی دونم چرا مث بچه ها تا می یام باهات درد دل کنم اشکم سرازیر می شه بعدش هم به

 هق هق می افتم و ساکت می شم .

سکوتی که از هزار تا فریاد بیشتر حرف داره اصلا می دونی چرا این موقع می یام سر حرفو وا

می کنم ؟چون تو این ثانیه ها سرت خلوت تره و بیشتر منو می بینی.راستی اون موضوعی

 که بهت گفتم دارم حلش می کنم باشه تو داری حلش می کنی راست می گفتی من

شلوغش می کردم ولی هنوز هم به عقل ناقصه زهرا اعتماد ندارم یهو می بینی همه ی

کارها رو خراب کرده جون من خودت یه جوری درستش کن وگرنه مث اون روزهای لعنتی

باهات قهر می کنم دیدی که داشتم بدون تو نا بود می شدم و فکر کنم شدم وای که اگه

خودت دنبالم نمی اومدی و دوباره در من حلول نمی کردی چی میشد....................

 بی خیال خدای زهرا حتی فکرش هم دیوونه ام می کنه دیگه نمی خوام حتی یه لحظه

بدون تو باشم راستی من اونو بخشیدم تو هم ببخشش شاید اونم مث من همون مدت

 از تو دور شده بود که تو لحظه های من مث ابلیس هویدا شد و تا اومدم درستش کنم

چه تاوانی دادم من از تو نا امید شده بودم به همین راحتی .

امشب دو تا قول بهت می دم اگه عمل نکردم تو با من قهر کن

اول اینکه همه ی سعی مو می کنم که ابروی مادرم زهرا رو حفظ کنم و

دوم اینکه  درس بخونم و همون پزشکی باشم که از اول می خواستم تو هم کمکم

 می کنی مگه نه؟

 

 

 

 

یا امام رضا هوای ما رو داشته باش که بد جوری ابریه

 اما بارون ن نمی یاد.

اون شب خیلی دلم هاتو کرده بود شاید دلخور بودم که چرا منو دعوت نمی کنی

شب خواب عجیبی دیدم با یه اردو از طرف دانشگاه می خواستم بیام پابوس تو

ولی همه اش انگار یه گرهی می افتاد تو اومدنم با این حال از اومدن نا امید

نشده بودم جالب اینجا بود که یه نفر می گفت مسول اردو مدیر مدرسه خواهرم

 ایناست  ـمن تا حالا ندیدمش نمی دونم معنی این خواب چی بود ولی من

به فال نیک میگیرمش .....خدایا دعای منو مستجاب کن.

ليلة الرغائب چگونه شبي است؟

 

 

"رجب"، ماه خداست؛ ماه پر بركتي است كه اعمال بسياري براي آن ذكر شده است. پيامبراكرم صلوات الله عليه فرمود: هر كس يك روز از ماه رجب را روزه بگيرد، مستوجب خشنودي خدا مي شود و غضب الهي از او دور مي گردد و دري از درهاي جهنم بر روي او بسته مي شود. اعمال ماه هاي رجب و شعبان، جهت آماده ساختن روح براي شركت در ميهماني ماه مبارك رمضان مي باشد. براي درك عظمت ماه رمضان بايد از قبل خود را آماده نمائيم.

پيامبراكرم(ص) فرمود: ماه رجب، ماه استغفار امت من است. پس در اين ماه بسيار طلب آمرزش كنيد كه خدا آمرزنده و مهربان است.

اولين شب جمعه ماه رجب را ليلة الرغائب نامند. در اين شب ملائك بر زمين نزول مي كنند. براي اين شب عملي از رسول خدا صلي الله عليه و آله ذكر شده است كه فضيلت بسياري دارد و بدين قرار است:

روز پنج شنبه اول آن ماه - در صورت امكان و بلا مانع بودن-  روزه گرفته شود. چون شب جمعه شد ما بين نماز مغرب و عشاء دوازده ركعت نماز اقامه شود كه هر دو ركعت به يك سلام ختم مي شود و درهر ركعت يك مرتبه سوره حمد، سه مرتبه سوره قدر، دوازده مرتبه سوره توحيد خوانده شود. و چون دوازده ركعت به اتمام رسيد، هفتاد بار ذكر" اللهم صل علي محمد النبي الامي و علي آله" گفته شود. پس از آن در سجده هفتاد بار ذكر" سبوح قدوس رب الملائكة والروح" گفته شود. پس از سر برداشتن از سجده، هفتاد بار ذكر" رب اغفر وارحم و تجاوز عما تعلم انك انت العلي الاعظم" گفته شود. در اينجا مي توان حاجت خود را از خداي متعال درخواست نمود. ان شاء الله به استجابت مي رسد.

پيامبراكرم صلوات الله عليه در فضيلت اين نماز مي فرمايد: كسي كه اين نماز را بخواند، شب اول قبرش خداي متعال ثواب اين نماز را با زيباترين صورت و با روي گشاده و درخشان و با زبان فصيح به سويش مي فرستد. پس او به آن فرد مي گويد: اي حبيب من، بشارت بر تو باد كه از هر شدت و سختي نجات يافتي. ميّت مي پرسد تو كيستي؟ به خدا سوگند كه من صورتي زيباتر از تو نديده ام و كلامي شيرين تر از كلام تو نشنيده ام و بويي، بهتر از بوي تو نبوئيده ام. آن زيباروي پاسخ مي دهد: من ثواب آن نمازي هستم كه در فلان شب از فلان ماه از فلان سال به جا آوردي. امشب به نزد تو آمده ام تا حق تو را ادا كنم و مونس تنهايي تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دميده شود و قيامت بر پا شود، من سايه بر سر تو خواهم افكند.

اميد آن است كه در پايان اين نماز با فضيلت، محتاجان به دعا را فراموش نكنيد و ما را نيز از دعاي خير خود محروم ننماييد.

 

" التماس دعا"

 

شب ارزوها

 

سلام نمی دونم شاید دل تنگی من یه هدیه ی غافلگیر کننده از حضرت حق باشه

تا با دلی سرشارتر به استقبال این شب عزیز برم امیدوارم شبی فرامش نشدنی

 برا همه مون باشه وبزرگترین ارزوی این روزهای همه ی مسلمانان دنیا مخصوصا

کودکان لبنان و فلسطین براورده بشه.

توی این شب عزیز برنامه ی قشنگ کوله پشتی خدای مجریگری ـفرزاد حسنیـ   رو

حتما ببینید وعده ی ما شب اول رجب ساعت ۹ شبکه ۳.

 

نمي رقصانمت چون دودي آبي رنگ.

نمي گردانمت در برج ابريشم                نمي رقصانمت بر صحنه هاي عاج: -

 

شب پائيز مي لرزد به روي بستر خاكستر سيراب ابر سرد

سحر با لحظه هاي دير مانش مي كشاند انتظار صبح را در خويش.

دو كودك بر جلو خان كدامين خانه آيا خواب آتش مي كندشان گرم؟

سه كودك بر كدامين سنگفرش سرد؟

صد كودك به نمناك كدامين كوي؟

***

نمي رقصانمت چون دودي آبي رنگ

نمي لغزانمت بر خواب هاي مخمل انديشه ئي ناچيز: -

 

حباب خنده ئي بي رنگ مي تركد به شب گرييدن پائيز اگر در جويبار تنگ،

و گر عشقي كزو اميد با من نيست

درين تاريكي نوميد سايه سر به درگاهم -

 

دو كودك بر جلو خان سرائي خفته اند اكنون

سه كودك بر سرير سنگفرش سرد و صد كودك به خاك مرده مرطوب.

***

نمي لغزانمت بر مخمل انديشه ئي بي پاي

نمي غلتانمت بر بستر نرم خيالي خام:

 

اگر خواب آور ست آهنگ باراني كه مي بارد به بام تو

و گر انگيزه عشق است رقص شعله آتش به ديوار اتاق من

 

اگر در جويبار خرد، مي بندد حباب از قطره هاي سرد

و گر در كوچه مي خواند به شوري عابر شبگرد -

 

دو كودك بر جلو خان كدامين خانه با رؤيا آتش مي كند تن گرم؟

سه كودك بر كدامين سنگفرش سرد؟

صد كودك به نمناك كدامين كوي؟

***

نمي گردانمت بر پهنه هاي آرزوئي دور

نمي رقصانمت در دودناك عنبر اميد:

 

ميان آفتاب و شب بر آورده ست ديواري ز خاكستر سحر هر چند،

دو كودك بر جلو خان سرائي مرده اند اكنون

سه كودك بر سرير سنگفرش سرد و صد كودك به خاك مرده مرطوب.

از نفرتی لبریز

 

ما نعره زنان از سر جان گذشتيم ...

 

كسي را پرواي ما نبود.

در دور دست مردي را به دار آويختند :

كسي به تماشا سر برنداشت

 

ما نشستيم و گريستيم

ما با فريادي

از قالب خود بر آمديم .